ابراهيم اصلاح عربانى
229
كتاب گيلان ( فارسى )
تهران شده بود احسان الله خان بدون توجه به اين مسائل در فكر اشغال تهران بود و براى حمله به پايتخت نقشه مىكشيد ! مؤلف كتاب سردار جنگل معتقد است كه ساعد الدوله فرزند سپهسالار انديشه حمله به تهران را در احسان الله خان تقويت كرد . او كه با شتاب از تهران به گيلان آمده بود و مأموريت داشت كه احسان الله خان و خالو قربان را فريب داده در جهت حمله به تهران تشويق و ترغيب نمايد طى مذاكراتى به احسان الله خان وعده داد در صورت حمله به تهران وى با كليه نفرات خود به مجاهدين جنگل خواهد پيوست و بدينترتيب موفقيت آنها از نظر فتح تهران قطعى است ! احسان الله خان به كمك خالو قربان لشكرى مركب از سه هزار مجاهد و سرباز روس تجهيز كرد . در حوالى پل زغال واحدهاى چريكى ساعد الدوله كه قرار بود به مجاهدين بپيوندند همراه نيروهاى دولتى ايران قواى احسان الله خان را در محاصره گرفتند . جنگ سختى آغاز شد كه منتهى به پيروزى قواى دولت و شكست و هزيمت افراد احسان الله خان گرديد . برخى از ناظران واقعه و مورخان از جمله ابراهيم فخرائى اظهار نظر كردهاند كه علت اصلى پيروزى قواى دولت عدم شركت روسها در جنگ بود زيرا سفير شوروى به محض اطلاع از حمله احسان توسط پيك مخصوصى به افسران روس پيغام داد كه به هروسيله از شركت در جنگ خوددارى نمايند . احسان با تحمل رنج فراوان توانست خود را از مهلكه نجات بخشد . نيروى دولتى به فرماندهى فضل اللّه زاهدى ( بصير ديوان ) پس از پيروزى ، پيشروى خود را به سوى تنكابن ادامه داد امّا در برخوردى كه بين نيروهاى دولتى و افراد ميرزا كوچك خان در حوالى رودسر رخ داد قواى دولت دچار شكست شد . در اسفندماه 1299 سيد ضياء الدين طباطبائى مدير روزنامه رعد به كمك رضا خان كودتا كرد ، بدين توضيح كه نيروى قزاق تحت فرماندهى رضا خان از قزوين به تهران حمله كرده پايتخت را اشغال نمود . سيد ضياء الدين در سنّ بيست و هشت سالگى كابينه خود را تشكيل داد و رضا خان را به سمت وزارت جنگ منصوب كرد . بسيارى از محققان اظهار عقيده كردهاند كه نقشه كودتا توسط انگليسيها طرح شده بود . نهضت جنگل از مسائل مهمى بود كه توجه سيد ضياء الدين را در نخستين روزهاى نخستوزيرى به خود جلب كرد . وى در خفا مشغول توطئه عليه جنگل شد زيرا باطنا از طرفداران انگلستان بود . از آنجا كه مجاهدان جنگل منافع انگليسيها را دچار خطر ساخته بودند طبعا سيّد نمىتوانست نظر مساعدى نسبت به آنها داشته باشد . سيّد از يكسو به طور پنهانى با حاجى احمد كسمائى تماس گرفت و مبالغى پول در اختيار او قرار داد تا در جهت مبارزه با مجاهدان جنگل در گيلان اقداماتى را شروع كند ؛ از سوى ديگر توسط سعد الله خان درويش براى ميرزا كوچك خان پيام فرستاد و تقاضا كرد كه مدت شش ماه عمليات چريكى متوقف گردد و به او مهلت داده شود تا منويات جنگليها را به موقع اجرا گذارد . او در پيام خود تصريح كرد كه اگر طى اين مدت موفق به انجام اصلاحات در ايران شد ميرزا و يارانش به وى خواهند پيوست و در غير اينصورت مىتوانند مجددا مبارزات خود را آغاز نمايند . همزمان با اين اتفاقات كيگالو فرمانده نيروى سرخ در گيلان ناگهان به ملاقات ميرزا رفت و به طور ضمنى او را در جريان امور بينالمللى گذاشت و به وى يادآور شد كه ممكن است انقلاب گيلان در آينده نزديك با مشكلات فراوان روبرو شود . فرمانده نيروى شوروى ضمنا خاطرنشان ساخت به خاطر احترامى كه براى عقايد و افكار انقلابى ميرزا قائل است شخصا از هيچگونه كمكى نسبت به وى مضايقه نخواهد كرد . ميرزا كه متوجه خطر شده بود براى پيشگيرى از وقايع ناگوار لازم دانست با روتشتين سفير شوروى تماس حاصل نمايد لذا توسط كلانتراف نامهاى براى او فرستاد و سپس سعد الله خان درويش را با پيام مخصوصى به تهران اعزام داشت . سعد الله خان در تهران با سفير شوروى تماس گرفت . در اين موقع شوروى ، كه موفق به عقد قرارداد با دولت ايران شده و در مذاكرات با انگليسيها نيز به نتايج دلخواه دست يافته بود ، ديگر هيچگونه علاقهاى به ادامه نهضت جنگل نداشت و به سفير خود در ايران مأموريت داده بود كه اقداماتى را در جهت خاتمه دادن به اين نهضت شروع كند منتهى تمهيد مقدمات آنچنان باشد كه به حيثيت انقلابى شوروى لطمهاى وارد نشده در آغاز كار موجبات رسوائى مدعيان حمايت از نهضتهاى انقلابى جهان فراهم نگردد ! روتشتين سفير شوروى با دريافت نامه ميرزا كوچك خان موقع را مناسب دانسته به وسيله سعد الله خان درويش پيامى براى ميرزا فرستاد و طى آن متذكر شد كه چون دولت شوروى در شرايط خاص بينالمللى عمليات انقلابى را بىفايده و حتى زيانبخش تشخيص مىدهد لذا سياست خود را تغيير داده است و ديگر نمىتواند از نهضت جنگل پشتيبانى نمايد . ميرزا كه نمىتوانست به آسانى از انديشههاى انقلابى خود دست بردارد مجددا سعد الله خان را به تهران فرستاد تا با آزاديخواهان تهران و سفير شوروى تماس بگيرد و وسائلى برانگيزد كه روتشتين را از سازش با دولت و تسليم محض در برابر زمامداران ايران بازدارد . ضمنا چون يقين داشت با عزيمت نيروهاى سرخ از ايران و تغيير سياست شوروى و مخصوصا قدرتى كه رضا خان سردار سپه و ارتش به دست آوردهاند كار مبارزان جنگل مشكل خواهد شد شرائطى را براى ترك مخاصمه و متوقف ساختن عمليات چريكى پيشنهاد كرد . طبق شرائط مزبور دولت مركزى مىبايست با تفويض نوعى خودمختارى به گيلان موافقت نمايد و زمينه اصلاحات عميقى را در اين ايالت فراهم سازد . ميرزا شرايط خود را توسط كلانتراف براى سفير شوروى فرستاد تا توسط او به رئيس دولت ارائه شود . شرايط ميرزا به قرار ذيل بود : 1 - اصلاحات اساسى در كليه دواير كشور به عمل آيد به طورىكه امنيت داخلى و آزاديهاى ملى ، توأم با حفظ منافع بيگانگان تأمين گردد . 2 - هيئت دولت قول دهد قراردادهاى مخالف اقتدارات ملى را فسخ نمايد و در اجراى تعهداتى كه براى حفظ استقلال كشور لازم است ذمهدار باشد . 3 - واگذارى امنيت گيلان به جنگليها و تأديه حقوق افراد از درآمدهاى محلى . 4 - انتصاب فرماندار و رئيس دارائى و همچنين افسران ژاندارمرى به تصويب جمعيت .